اسم - علم به اسم اعظم پروردگار

اسم - علم به اسم اعظم پروردگار

۵۵۱ بازديد

اسم اعظم با تأکید بردیدگاه فخررازی و علامه طباطبایی

موحدان راستین از عصر رسالت تا به حال برای دست یابی به حقیقت ناب اسمای حسنای الهی و بهره گیری از آثار بی شمار مترتب بر آن در زندگی مادی و معنوی تلاش مستمر داشته اند؛ به گونه ای که در عصر رسالت از پیامبر اکرم و بعد از آن حضرت از ائمه( در مورد حقیقت اسمای الهی بالاخص از حقیقت بزرگترین و مؤثرترین اسم حق که در لسان روایات و ادعیه از آن به اسم اعظم تعبیر شده است سؤال می‌کردند، و آن وجودات مقدس در پاسخ آن ها ضمن اینکه عده ای را که از خواص بودند ولی در عین حال طاقت تحمل فهم حقیقت اسم اعظم را نداشتند از ورود به آن باز می‌داشتند و بعضاً برای اقناع آنان گوشه ای از آثار تجلی اسم اعظم بر جهان هستی را به آنان می‌نمایاندند، همانند تجلی حق بر جبل در پاسخ >رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیکَ< (اعراف: 143) موسای کلیم که صعقت  سپس «تبت الیک و انا اول المومنین» (همان) آن حضرت را در پی داشت.

ایشان در مورد حقیقت اسم اعظم می‌گوید: آنچه مهم است، بیان این نکته است که اگر در روایات و دعاها و آثاری که در این روایات برای اسم اعظم ثابت شده است دقت شود، معلوم می‌گردد اسم اعظم، اسمی است که هر گونه اثری بر آن مترتب می‌گردد، اعم از بوجود آوردن، نابود کردن، آفریدن، روزی دادن، زنده کردن، میراندن، حشر، نشر، جمع کردن، متفرق ساختن و خلاصه هر نوع دگرگونی جزئی و کلی، و روشن است که این تاثیرات بر اسم لفظی که یک صدای از بین رفتنی و عرض متکی به مخارج دهان است مترتب نمی‌گردد، بلکه از ناحیه معنا بروز می‌کند، اما نه از آن جهت که مثلاً یک صورت ذهنی خیالی می‌باشد، زیرا چنین صورتی همانند لفظ است، علاوه بر آنکه در مصداق خارجی فانی می‌باشد، و اضافه بر آنکه این امر هرچه باشد، با وجود خارجی خود اثر می‌کند و محال است چنین وجودی به ذهن آید.

از قرآن و روایات استفاده مى‏شود که موجودات و آثار وجود و خصوصیات آن، نشأت گرفته از خدا به واسطه اسماء و صفات اوست؛ به این معنا که اسماى الهى در همه شئون وجود و عوالم هستى مادون خود نقش واسطه دارد، زیرا نظام هستى نظام علّى و معلولى است که امور در آن به وسیله اسباب مربوط اجرا مى‏شود: «أبى اللّه أن یجرى الأشیاء إلّا بأسباب» (کلینی، 1388، 1: 448؛ مجلسی، 1403ق، 2: 90، 168) لذا قرآن کریم اسم خدا را علاوه بر اینکه همانند ذات اقدس او منزّه و مقدّس می‌شمارد، آن را منشاء برکات و نشانه هستی صرفی هم می‏داند که همه برکات وجودی از ناحیه اوست: «تبارک اسم ربّک ذی الجلال و الإکرام» (الرحمن: 78)، بنابراین علم و قدرت و رزق و نعمتى که ما داریم از سوى خداوند به ما رسیده است؛ چون او عالم، قادر و رازق و نعمت‏بخش است.

 

اسم اعظمی که هر دعایی را مستجاب می‌کند

تا آخر آیت‌الکرسی (ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او زنده و پاینده است) اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ، مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ، واَنْزَلَ التَّوْریةَ وَالْإِنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنَّاسِ، وَاَنْزَلَ الْفُرْقانَ (ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او زنده و پاینده که کتاب را به حق بر تو نازل فرمود و کتاب‌های پیشین را تصدیق کند و از پیش تورات و انجیل رانازل کرده که هدایتی است برای مردم و فرقان را نیز نازل فرمود) اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیمَةِ لارَیْبَ فیهِ، وَمَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثاً (ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او و قطعاً شما را در روز قیامت گردآورد که شکی در آن نیست و کیست که در گفتار از خدا راستگوتر باشد) اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ، لَهُ الْأَسْمآءُالْحُسْنی (ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او و همه نامهای نیک از آن اوست) اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ، وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ‌الْمُوْمِنُونَ.

راقم این سطور بر این باور است که جامع‌ترین تحقیق در باب اسم اعظم خدا و حقیقت آن، دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی است که می‌گوید: "در جهان هر پدیده‌اى براى خود علت ویژه‌اى دارد و ضعف و قوتِ معلول بستگى به کیفیت علت از نظر قوه و ضعف دارد; هرگاه اسم اعظم از قبیل الفاظ باشد، سرانجام از دو حالت بیرون نیست، اگر تلفظ شود از مقوله کیفیت مسموع و اگر تصور شود از مقوله امور ذهنى خواهد بود، و در هر دو صورت چگونه مى توان گفت: کیف مسموع و یا صورت خیالى یک شى داراى چنین قوه و قدرتى است که در جهان تحولى ایجاد مى کند، در حالى که خود اسم اعظم بنابر این فرض، معلول نفس و ذهن انسان است.

)[بقره/186] ، ولى مقصود آیه هر نوع دعا نیست، ولو دعایى که هنوز از اسباب طبیعى منقطع نشده و توجه کامل به خدا تحقق نیافته است، بلکه ناظر به کسى است که از هر سببى چشم بپوشد و فقط به پروردگار خود توجه کند; در این صورت با حقیقت اسمى که با درخواست او کاملاً مناسب است، ارتباط پیدا مى کند و واقعیت، اثر خود را مى گذارد و دعاى او مستجاب مى شود و این است معنى خواندن با اسم، هرگاه او با اسمى که ارتباط برقرار کرده، اسم اعظم باشد، همه چیز از او اطاعت مى کند و دعاى او مستجاب مى شود. «در این حدیث شریف و نظائر آن کلمه مبارکه هو منادی شده است و حرف یای ندا بر سرش در آمده است و حال اینکه ضمیر، منادی نمی شود علامه بهائی، در صمدیه در شرایط منادی گوید: «و یشترط کونه مظهراً» و شارح آن علامه سیدعلیخان در شرح کبیر صمدیه پس از عبارت مذکور گوید: فلا یجوز نداء المضمر مطلقاً لایقال یا انا ولا یا ایای ولا یا هوولا یا ایاه اجماعاً تا اینکه گوید: و قال شعبان فی الفیته:.

 

چه کسی اسم اعظم را می دانست؟ - گنجینه پاسخ ها - اسلام کوئست

ایشان در رد این نظر می فرمایند: "اگر چه می توان از بعضى روایات برداشت کرد که اسم اعظم لفظ است، و لیکن با توجه به بحث از علت و معلول و خواص آن باید گفت تاثیر حقیقى دائر مدار وجود اشیاء و قوت و ضعف وجود آنها و سنخیت بین مؤثر و متاثر است، و محال است که یک صوتى که ما آن را از حنجره خود خارج مى‏کنیم، و یا صورت خیالیى که ما آن را در ذهن خود تصور مى‏نماییم کارش بجایى برسد که به وجود خود، وجود هر چیزى را مقهور سازد، و در آنچه که ما میل داریم به دلخواه ما تصرف نموده آسمان را زمین و زمین را آسمان کند، دنیا را آخرت و آخرت را دنیا کند، و. و حال آنکه خود آن صوت معلول اراده ما است و لذا اسماء الاهی- مخصوصا اسم اعظم او- هر چند مؤثر در عالم بوده و اسباب و وسائطى براى نزول فیض از ذات خداى تعالى در این عالم مشهود بوده باشند، لیکن این تاثیرشان بخاطر حقایق‏شان است و معناى تاثیر   اسماء الهی خصوصا اسم اعظم این است که خداى تعالى که پدید آورنده هر چیزى است، هر چیزى را به یکى از صفات کریمه‏اش که مناسب آن چیز است و در قالب اسمى است، ایجاد مى‏کند، نه این که لفظ خشک و خالى اسم و یا معناى مفهوم از آن و یا حقیقت دیگرى غیر ذات متعالى خدا چنین تاثیرى داشته باشد.

از امام صادق (ع) نیز روایت شده که فرمود: "خداى عز و جل اسم اعظم خود را مرکب از هفتاد و سه حرف کرده و از آن حروف بیست و پنج حرف را به آدم و بیست و پنج حرف را به نوح و هشت حرف را به ابراهیم و چهار حرف را به موسی و دو حرف را به عیسى داد، با همان دو حرف بود که عیسى مرده‏ها را زنده مى‏کرد و کور مادر زاد و پیسى را شفا مى‏داد، ولى به رسول خدا محمد (ص) از آن حروف، هفتاد و دو حرف را آموخت و یکى را در پرده داشت تا کسى به آن چه که در ذات او است پى نبرد و او به آن چه که در ذات دیگران است آگاه باشد. امام عسکری (ع)در روایتی فرموده اند: اسم اعظم مرکب از هفتاد و سه حرف است، و آصف بن برخیا از میان همه آنها تنها یکى را مى‏دانست، و همان یکى را به کار برد و در یک چشم بر هم زدن فاصله سرزمین خود و کشور سبا را در هم نوردید و تخت بلقیس را بدست گرفته و نزد سلیمان حاضر کرد ولى در نزد ما اهل بیت از آن هفتاد و سه حرف، هفتاد و دو حرف است فقط یک حرف نزد ما نیست، و آن هم مخصوص خدا است و خداوند آن را براى علم غیب خود نگهداشته است.

 

آیین رحمت - معارف اسلامی و پاسخ به شبهات کلامی

«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ»؛ (و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولى [سرانجام] خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد و از گمراهان شد). شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله‏، محقق/ مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، 1404 هـ. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، محمدحسین، مترجم: موسوی همدانی، سیدمحمدباقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1374، ج 15 ص 518. الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1407هـ.

مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، تحقیق: بلاغی، محمدجواد، تهران، انتشارات ناصرخسرو، 1372هـ. خواص و مفاهیم اسماء الحسنی، شـریف کـاشانی، حبیب الله، ترجمه: محمد رسولی دریابی، انتشارات صائب، 1384هـ. تفسیر الصافی، فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، محقق/ مصحح: اعلمى، حسین‏، تهران، مکتبه الصدر، 1415هـ. التوحید، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق/ مصحح: حسینى، هاشم‏، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1398هـ. تفسیر القمی، قمى، على بن ابراهیم‏، محقق/ مصحح: موسوى جزایرى، طیّب‏، قم، دارالکتاب، 1404هـ. بحار الأنوار؛ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403هـ.

مصباح الشریعه، جعفر بن محمد، امام ششم علیه السلام، بیروت، انتشارات اعلمی، 1400هـ. وسیله النجات در شرح دعای سمات، نهاوندی، علی اکبر، انتشارات نهاوندی، 1378هـ. اسرار الآیات، ملاصدرا، صدرالدین محمد شیرازی، تصحیح: خواجوی، محمد، 1385هـ. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374هـ. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374هـ.

arthurjhcwq.life3dblog.com

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.